عالم کودکی

من از ابتدا نخبه بودم به صراط مستقیم واقف. لیک مشکل انجا بود که نقطه چین همسایه افاده فروش بود و یک دنده !!!همیشه روی اعصاب حسنک راه میرفت!!خوب عالم بچگی بود دیگر!!!!روزی ز سر خشم و ناراحتی چند چسپ زخم فراهم کردم و منزل را ترک!!!!!!!که چگونه حال همسایه را بگیرم .بیدرنگ چاره ای به ذهن ناقصم رسید .شاستی زنگشان را فشار دادم!چسب رخم را هم محکم روی شاستی زدم و پا به فرار گذاشتم !!!!!!!شما بگویید چه شد؟

/ 2 نظر / 67 بازدید
علی رضا ابراهیمی و مجید ابری و داوود جهانگیری

جواب بده

ف

به تو چه