کوکب خانم

در کتب ابتدایی قصه های به یادماندنی برایمان گفتن        که  کوکب خانم زن باسلیقه ای بو ده و با شیر گاو نیمرو  درست میکرد لاجرم مرغ کوکب خانم خروس بوده و تخم     نداشته ریزعلی چوپان فداکاربوده و  ...دهقان! درو غگو            کار ندارم که الان کوکب خانم با ریز علی ازدواج کرده            یا نه  هرچند ازدواج کرده و فهمیده بی سلیقه ترین زن       دنیا را دارد اخر آنروز عمو حسین که گاو شیرده داشت      کوکب خانمش کجا بوده تازه فهمیدیم از همان بچگی بما      دروغ گفتند.

نقطه سر خط. این بود انشای من.

 

/ 33 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريبا

سلام جناب عباسي عزيز... اولا ممنون كه به وب من سر زدين... ثانيا من وبتون رو تا بيوگرافيون خوندم و با اينكه: اصلا پرسپوليسي نيستم... قرمه سبزي يا اش كشك دوس ندارم...سحر خيزم ... از همه حيوانات دنيا جز كفتر بدم مياد...از اتومبيلهاي قديمي متنفرم...ال شعر نيستم وخدا رو شكر وقتي كنكور دادم دفعه ي اول قبول شدم(البته سال 68) و شماره ي كفشم 38... ولي از اينكه شما به وب من سر زدين خيلي خوشحالم و اميدوارم كه بازم بياين. تو كامنت نوشه بودين ترمه چي بيد؟ ترمه يكي از رمانهايي كه تا حالا نوشتم... هنوز چاپ نشده ولي به محض تموم شدن انشالله كه چاپ ميشه...بازم ممنون و فعلا باي[گل]

سمیه

سلام همینه که هست[ناراحت] کسی اگر ناراحت بگه تا براش کاری بکنند[دلشکسته]

مو سی زاده

سلام.وبلاگ جالبی دارید.مطالبش جالب و خواندنیه.از اینکه به وب منم سر زدید متشکرم.خوشحالم که از روستای بنده خوشتون اومد.روستای غریب محله یکی از روستاهای اطراف شهرستان بهشهر در استان مازندرانه.جای سرسبزیه و واقعا زیبا. من وب شما را لینک میکنم.باز هم به ماسر بزنید. متشکرم[گل][گل][گل]

سکوت

اپممممممممممممممممممم بدو بیا [گل]

سعيده

با پستي با پيشنهاد خودتون به روزم! [چشمک] مهمون اصلي شماييد!![لبخند]

میخو

درود میخو بر شما! راستی از خانواده آقای هاشمی خبر ندارید؟ بالاخره ما نفهمیدیم مبدا حرکتشان کازرون بود یا مقصدشان!

فهیمه

فاطمه يک اسمان ادراک بود فاطمه خورشيد روي خاک بود قلب حق در سينه او مي تپيد از سر انگشتش نجابت مي چکيد چشم زمزم از غمش نمناک بود دامنش از اب کوثر پاک بود اسماني بود صاف وبي کران قصه گويي بود در شهرکران خانه اش در سادگي ممتاز بود هر چه در ان خانه بود اعجاز بود گر چه يک زن با هزاران درد بود زن مگو او يک تنه صد مرد بود هيچ مي داني چرا ان بت پرست مست و بي رحمانه پهلويش شکست گفت من از حق حمايت مي کنم از غدير خم حفاظت مي کنم من به دنيا مجتبي اورده ام کربلا در بطن خود پرورده ام اين حقيقت همچو کوکب منجليست بعد پيغمبر فقط حق با عليست گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل]

سعيده

در جواب كامنتتون كه البته زير نظرتون هم همين پاسخ درج شده : "سلام...!!! من اصن يه جورايي معناي اين كامنت شما رو نفهميدم!!! اولا منظورتون از ميثم چيه؟! اصن ميثم كيه؟! وشما از كجا به همچي اسمي رسيديد؟! چهارمنتون چه ربطي به پست بنده داشت؟؟!!! من واقعا موندم كه شما يه بار واسه بنده كامنت گذاشتيد منم فقط يه بار واسه شما... اونوخت اين اطلاعات رو از كجا اورديد؟؟؟ و اين نتيجه ها رو ؟؟!!!! اصن اين كه بنده پسرم يا نيستم چه ربطي به پست داشت؟؟!!! مي بخشيد من واقعا معناي اين كامنت رو نفهميدم..!!! احساس ميكنم يه جاي حرفهاي شما رو من متوجه نشدم وگرنه فك نميكنم كامنت شما ارتباطي با پست بنده داشته باشه! يا شما با يه بار فقط كامنت گذاشتن واسه بنده همچي نتيجه گيريهاي در موردم بكنيد! معذرت ميخوام ولي همچي حقي بهتون نميدم! اينو هم ميذارم رو حساب ِ اينكه اشتباه برداشت كردم! جالبه واقعا ! كسي كه پستم رو به پيشنهاد ايشون بذارم ( كه البته شخصش مهم نيست چون واسم پيشنهاد جالبي بود انجام دادم) همچي حرفهاي بهم بزنه...!!! اگه دوست داشتيد جوابي به اين كامنت داشته باشيد ! تا اگه اشتباه ميكنم ازش در بيام...!"

م ی ن ا

سلام دوست خوبم مرسی از اینکه به وبلاگ من سر زدید وبلاگ شما هم خیلی جالبه خوشحال میشم اگه بازم به من سر بزنید موفق و از همه مهمتر سلامت باشید..[گل]

گل کنگر

[خنده][قهقهه] سلام موم دره بیدیم وبلاگدو خوبه قنجلیک از گز زه و بوکس ولقه چه خبر؟[نیشخند][عینک] پس چر کلاغه ره نگفتی که روباهه تازگیا دیدش گفته به به چه سری چه دمی عجب کونی عجب سینه هایی؟وخ کلاغه گف زهرمار اوروز کلاس دوم بودیم که ایناره بم گفتی حالا دیگه شوور دارم[خنده]